تبليغاتX
.. نوشته های دختر اردیبهشت ..

.. نوشته های دختر اردیبهشت ..

دوستت دارم ، محسن

غیر ( دل ) چیزی ندارم ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1384ساعت 15:7  توسط نوشته شده توسط محسن در وبلاگ طیبه  | 

دل من

سلام به طیبه و همه دوستان بلاگی 

خوب یه جورایی غافلگیرم کردی

وقتی از من خواستی که مطلب این پستت رو من بزارم

من هم که ماشاالله کم نمیارمو میمیرم واسه این جور کارها

 متنی رو که واسه وبلاگ خودم نوشته بودم اینجا هم گذاشتم

اگه نظر میدین زحمت این پست با من بوده

هردو عاشق


اولین باری که دیدمت

 

دلمو امانت دادم بهت

 

بهت گفتم مواظبش باش

 

آخه میدونی که چیه ؟

 

جنسش یه جورایی شکستنیه

 

نمی دونم چی شده بود

 

ولی یه بار که حواست نبود

 

از دستت افتاده وشکسته بود

 

میدونستی نمیتونی ببینی رنگ ضمیرم رو

 

تندتند جمع کرده بودی دل شکسته ام رو

 

 

دیوونه حواست کجابود، بریده بودی دستت رو

 

آخه ، دل شکسته که ارزش نداره

 

واسه خاطرش، قلب و جونت درد بگیره

 

 

نمی دونم چه حوصله ای داشتی

 

نشستی و اون ها رو بهم چسبوندی

 

وقتی خواستم پس بگیرم امانتیم رو ،

 

طفره میرفتی ومن همش میخواستم، دل شکسته ام رو

 

دیدم که جمع شده اشک، تو چشمای قشنگ تو

 

 

دلمو بهم دادی اماحیف که شکسته بود

 

درسته که مثل اولش نبود

 

ولی چون از تو رسیده بود

 

از اولش هم قشنگ ترشده بود

  m0h3n 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 مهر1384ساعت 19:12  توسط نوشته شده توسط محسن در وبلاگ طیبه  | 

کمکم کن

+ نوشته شده در  جمعه 15 مهر1384ساعت 22:38  توسط نوشته شده توسط محسن در وبلاگ طیبه  | 

دوستت میدارم  ...

تو سرشاری از زندگی

تو شهامت اندیشیدن

و توان عشق را داری

تو میتوانی باشی

اگر وجودی باشد

تو رویاهای بسیاری در سر میپرورانی

پس من  ...

می بایست

حال

چون تو

بسیار نیست

چون تو

راست نیست

چرا که باور رویاها برای بسیاری دشوار است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 مهر1384ساعت 20:31  توسط نوشته شده توسط محسن در وبلاگ طیبه  | 

دست هامون اگر که دوره . دل هامون که دور نمیشه

دل من جز با دل تو  . با دلی که جور نمیشه

تو میخوای مر مر قلبت . آب شه با گرمای عشقم

دلت از سنگ عزیزم  . سنگی که صبور نمیشه

فاصله ها   فاصله ها

اون و به من برسونید

فا صله ها    فا صله ها

درد من و نمیدونید

بردن اسم تو از یاد . کاریه که خیلی سخت

دل تو نقش یه قلب . که تو آغوش درخت

تو دلم همیشه جاته . همیشه دلم باهاته

یاد من هر جا که باشی . مثل سایه پا به پاته

فا صله ها   فاصله ها

اون و به من برسونید

فا صله ها    فا صله ها

درد من و نمی دونید

---------------------------------------

پی اسم تو میگشتم ته یه فنجون خالی

دنبال یه طرح تازه ، یه تبسم خیالی

فنجون های لب پریده ، قهوه های نیمه خورده

من و عشقی که واسه همیشه مرد ِ

دل به عشق تو سپرده ، دل به عشق تو سپرده ، دل به عشق تو سپرده

Cofe shop

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 مهر1384ساعت 19:29  توسط نوشته شده توسط محسن در وبلاگ طیبه  | 

کمتر از پنچ دقیقه هست که بعد از صحبت کردن با بهترین دوستت گوشی تلفن رو روی میز گذاشتی و به سمت کامپیوتر رفتی و داری آهنگی که دوستت اون رو دوست داره با صدای بلند گوش میکنی و به دوستت فکر میکنی که صدای زنگ تلفن باعث میشه به خودت بیای
تو میگی : بله
صدای آشنایی میشنوی ، بهترین دوستت دوباره زنگ زده
بهت میگه : یادم رفت یه چیزی رو بهت بگم ، بگم ؟
تو میگی : آره بگو
بهت میگه : دوستت دارم
و تو بابت این همه دوست داشتنی که داره به تو تقدیم میکنه ، خوشحالی و میخندی
 
+ نوشته شده در  شنبه 9 مهر1384ساعت 18:30  توسط نوشته شده توسط محسن در وبلاگ طیبه  | 

 بی مقدمه میخوام بگم

 یه حسی هست ، یه احساس نزدیکی به کسی که میدونی بزرگ ِ به  بزرگیه تمام دنیا

 میتونی دستت رو بزاری روی قلبت و اون رو حس کنی و چشم هات رو  ببندی واسمش رو تکرار کنی

 خدا ، خدا ، خدا ، خدا ، خدا ، خدا ، خدا ، خدا ، خدا ، خدا ، خدا

 و وقتی چشم هات رو باز کنی ، ببینی که پر از عشق هستی

 و تنها تکرار این جملات آرامش تو را بیشتر میکنه

 خدایا

 تو دوست میداری که من ، تو را دوست دارم ، با اینکه بی نیازی از من

 پس

 من چگونه دوست ندارم که تو مرا دوست داری ، با این همه احتیاج که من به تو دارم

+ نوشته شده در  شنبه 2 مهر1384ساعت 23:47  توسط نوشته شده توسط محسن در وبلاگ طیبه  |